close
تبلیغات در اینترنت
ماجرا جنگ تاریخی چالدران
loading...

ارتش جهانی ویکی نظامی

جنگ چالدران زمان ۳۱ مرداد ۸۹۳ مکان دشت چالدران شمال باختری آذربایجان نتیجه پیروزی ارتش عثمانی فرماندهان و رهبران شاه اسماعیل یکم صفوی سلطان سلیم یکم واحدهای درگیر ۴۰،۰۰۰ تن (۱۲٬۰۰۰ تا ۶۰٬۰۰۰ تن) ۱۰۰،۰۰۰ تن (۶۰٬۰۰۰ تا ۲۱۲٬۰۰۰ تن) نیروها ۴۰،۰۰۰ تن (۱۲٬۰۰۰ تا ۶۰٬۰۰۰ تن) ۱۰۰،۰۰۰ تن (۶۰٬۰۰۰ تا ۲۱۲٬۰۰۰ تن) تلفات حدود ۵ هزار تن حدود ۲ هزار تنجنگ چالدران، نام نخستین نبرد دولتهای‌ صفوی و عثمانی در دشت‌ چالدران‌ است، که در نزدیکی شهرستان چالدران در شمال غربی ایران به تاریخ ۲ رجب ۹۲۰ ه.ق/۲۳ اوت ۱۵۱۴ میلادی…

مشکلات سایت
با سلام

مدتی هست که سایت دچار مشکلاتی بوده از پاک شدن تصاویر و خراب شدن قالب و باز نشدن پست های ایندکس شده در گوگل این مشکلات به دلیل مشکلاتی هست که در تمدید شدن دامین سایت بوجود اومده که ما تا روز های آینده سعی می کنیم اون هارو برطرف کنیم...

با تشکر-مدیریت سایت ارتش جهانی
آخرین ارسال های انجمن
ADMIN بازدید : 474 جمعه 30 فروردين 1392 نظرات ()
جنگ چالدران
Sekumname1525 Chaldiran battle.jpg
زمان ۳۱ مرداد ۸۹۳
مکان دشت چالدران شمال باختری آذربایجان
نتیجه پیروزی ارتش عثمانی
فرماندهان و رهبران
شاه اسماعیل یکم صفوی سلطان سلیم یکم
واحدهای درگیر
۴۰،۰۰۰ تن (۱۲٬۰۰۰ تا ۶۰٬۰۰۰ تن) ۱۰۰،۰۰۰ تن (۶۰٬۰۰۰ تا ۲۱۲٬۰۰۰ تن)
نیروها
۴۰،۰۰۰ تن (۱۲٬۰۰۰ تا ۶۰٬۰۰۰ تن) ۱۰۰،۰۰۰ تن (۶۰٬۰۰۰ تا ۲۱۲٬۰۰۰ تن)
تلفات
حدود ۵ هزار تن حدود ۲ هزار تن


جنگ چالدران، نام نخستین نبرد دولتهای‌ صفوی و عثمانی در دشت‌ چالدران‌ است، که در نزدیکی شهرستان چالدران در شمال غربی ایران به تاریخ ۲ رجب ۹۲۰ ه.ق/۲۳ اوت ۱۵۱۴ میلادی رخ داده است. نتیجه این نبرد پیروزی قاطعانه سپاهیان عثمانی به فرماندهی سلطان سلیم اول (حکومت ۹۱۸-۹۲۶ ه.ق/ ۱۵۱۲-۱۵۲۰ میلادی) بر سپاه صفوی به فرماندهی شاه اسماعیل صفوی (حکومت ۹۰۷-۹۳۰ ه.ق/۱۵۰۱-۱۵۲۴) بود.

در این جنگ نیروهای قزلباش که در حدود ۴۰ هزار تن بودند با سپاه حدود ۱۰۰ هزار نفری عثمانی جنگیدند و به دلیل کمی نفرات و نداشتن سلاح گرم از سپاه عثمانی شکست خوردند. این در حالی بود که ارتش عثمانی دارای توپخانه و تفنگهای انفرادی بود، ولی سربازان ایرانی با شمشیر، نیزه، و تیر و کمان می‌جنگیدند. البته صفویان پیش از این جنگ سلاح‌های آتشین در اختیار داشته و به روش استفاده از آن‌ها آشنایی داشتند و شاه اسماعیل برای رسیدن به سلطنت از توپ و تفنگ استفاده کرده بود و دلیل استفاده نکردن از این سلاح‌ها در جنگ چالدران تنها ناشی از سیاست‌های جنگی آن‌ها بود. از آن‌جا که توپخانه تحرک سواره نظام را محدود می‌کرد، در جنگ‌های صحرایی از توپخانه استفاده نمی‌کردند و در مواردی نیز که مورد استفاده قرار گرفت موثر واقع نشد. همچنین ایرانیان ذاتاً به سلاح آتشین بیعلاقه بودند و استفاده از آن را ناجوانمردانه و ناشی از جبن می دانستند.

پس از این جنگ، کردستان باختری (مناطق کردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه کنونی)، از ایران جدا شد و به دست عثمانی افتاد. این مناطق تا پیش از زمان شاه عباس کبیر از ایران جدا بود اما شاه عباس توانست بخشی از مناطق کردستان را با جنگ پس بگیرد. سپاه عثمانی شهر تبریز را نیز تصرف کرد اما به دلیل کمبود آذوقه مجبور به بازگشت شد و حکومت نو پای صفویه از نابودی حتمی نجات یافت.

دلیل کمی شمار سپاهیان ایران در این جنگ به این خاطر بود که بیشتر آنان در خراسان بودند تا از یورش غافلگیرانهٔ ازبکان جلوگیری کنند. دلیل دیگر شکست قزلباشها در این جنگ پیشنهاد دورمش خان شاملو به شاه اسماعیل بود، مبنی بر اینکه اجازه دهند که ارتش عثمانی آرایش دفاعی خود را تکمیل کند تا ایرانیان بتوانند به ابراز دلیری بپردازند و شاه نیز با این پیشنهاد غیرعادی موافقت کرد.

علت وقوع جنگ چالدران     
 

قدرت گرفتن شاه اسماعیل یکم در عرصه نظامی و سیاسی با پیوستن صوفیان ترکمنی بود که بیشترشان در نواحی آناتولی و شام زندگی می‌کردند. در واقع بخش بزرگی از قبایل قزلباش پیش از پیوستن به شاه اسماعیل در آناتولی زندگی می‌کردند و پس مهاجرت قبایل اصلی نیز بخش بزرگی از مردمان آناتولی که در سرزمینهای خود باقی‌مانده بودند هم پیرو و یا متمایل به تشیع صوفی صفوی بودند. سازمان تبلیغی تصوف صفوی پیوسته از طریق شبکه‌های منظم خود و توسط خلفا، دده‌ها و... مریدان را به پیوستن به مرشد کامل فرقه که شاه اسماعیل بود تشویق می‌کردند.

صفویان در پی فعالیت و سازمان دهی فرهنگی در طول دو قرن (بر اساس تعالیم صوفیانه و شیعی) توانستند با حمایت قبایل پیرو خود (قزلباش‌ها) حکومت صفوی را در ایران پایه‌گذاری کنند و در پی فشارهای عقیدتی بر علویان در امپراتوری عثمانی، صفویان با جمع آوری و پناه دادن به آن‌ها و به ویژه نیروهای ینی چری نیروی نظامی قوی از نیروهای ینی چری تشکیل دادند. قدرت گرفتن یک دولت مستقل شیعی مذهب و متعصب در ایران امپراتوری عثمانی را که قصد حمله نهایی جهت تصرف اروپا را داشت از طرف مرزهای شرقی نگران ساخت و لذا لشکرکشی به سمت ایران را شروع کرد. این جنگ در دشت چالدران آغاز و پایان یافت.

شاه اسماعیل نیز خود به خوبی از این امر آگاه بود و در نامه‌ای به سلطان عثمانی این مطلب که بسیاری از مردمان ساکن در سرزمینهای عثمانیان پیرو او هستند را به رخ او کشیده بود. بدون شک ادامه حکومت سنی مذهب عثمانیان بدون محدود یا نابود کردن این روند کاملاً با مشکل مواجه می‌شد. به گفته برخی مورخین اگر در جنگ چالدران شاه اسماعیل به پیروزی می‌رسید شاه اسماعیل به قدرتی فراتر از تیمور دست می‌یافت و بی شک روند گسترش تشیع صفوی امپراتوری عثمانی را که تازه در ابتدای کار بود از صفحه روزگار محو می‌کرد همه این موارد انگیزه لازم برای یک رویارویی سرنوشت ساز و محتوم را برای هردو طرف محیا می‌سازد. اما برای این نبرد سرنوشت ساز دلایل دیگری هم وجود داشت که فقط تسریع کننده بودند.

شاه اسماعیل پس از مرگ سلطان بایزید با پناه دادن به پسر عموی مدعی و رقیب سلطان سلیم درخواست سلیم برای استرداد بایزید سوم را خلاف جوانمردی اعلام کرد. در مقابل سلطان سلیم اندکی پیش از شروع جنگ دست به قتل‌عام شیعیان در قلمرو عثمانی زدو کسانی هم که کشته نشدند داغ زده شدند و به متصرفات اروپایی تبعید شدند.

نبرد سرنوشت ایرانیان


سلطان سلیم با سپاهی که تعداد آنرا در حدود صد هزار نفر نوشته‌اند به سمت ایران حرکت کرد تا اینکه در اول رجب ۹۲۰ قمری (مرداد ۸۹۳) به دشت چالدران در شمال غربی خوی رسید و در آنجا اردو زد. موقعیت سوق‌الجیشی منطقه چالدران و عدم رویارویی با متجاوزان در دشت باز از مزیت سپاه ایرانیان بود. تعداد نفرات ایران را در این جنگ حدود چهل هزار نفر نوشته‌اند. پیش از نبرد شاه اسماعیل و فرماندهان سپاه برای تعیین استراتژی نبرد تشکیل جلسه دادند. نور علی خلیفه لو و محمد خان استاجلو به دلیل آشنایی قبلی که از روشهای جنگی عثمانیان و قدرت ویرانگر توپخانه داشتند پیشنهاد کردند که قبل از انکه دشمن موفق به تکمیل آرایش دفاعی خود گردد حمله را از پشت به آنها آغاز کنند. این نظر کاملاً منطقی با مخالفت شاه اسماعیل و دورمیش خان استاجلو مواجه شد که البته نتیجه آن شکستی سخت و تلخ بود.

شاه اسماعیل به عثمانیان فرصت داد تا آرایش دفاعی خود را کامل کنند. دوازده هزار ینی چری مسلح به شمخال در پشت زنجیره‌ای از توپها قرار گرفتند مانعی که به صورت سدی تفوذ ناپذیر در مقابل سپاه ایران که بیشتر سواره نظام بودند قرار گرفت. با شروع جنگ جناح راست سپاه ایران جناح چپ عثمانیان را در هم کوبید و فرمانده آن‌ها حسن پاشا نیز کشته شد. صلابت نخستین یورش سپاه ایران به حدی بود که سلطان سلیم لحظاتی پس از شروع در گیری به گمان اینکه کارش با شکستی برق آسا به اتمام رسیده در پی گریز از معرکه بود. کثرت سپاه عثمانیان و محدودیت فضای نبرد به حدی بود که سپاهیان سلطان سلیم برای رویارویی با ایرانیان پشت نیروهای خود مدت‌ها به انتظار می‌ایستادند.

با شروع به کار کردن توپ ها نتیجه جنگ به سرعت به نفع عثمانیان تغییر کرد. استفاده از توپخانه برای ایرانیان مصیبت بار بود. بسیاری از سپاهیان ایران و بسیاری از فرماندهان و صاحبان مناصب در معرکه کشته شدند و خود شاه اسماعیل نیز با فداکاری چند قزلباش جان سالم از معرکه به در برد. سلطان سلیم یکم پس از در هم شکستن سپاه صفوی به دلیل ترس از وجود تله به تعقیب سپاه ایران نپرداخت و تنها چند روز بعد به تبریز وارد شد. تلفات طرفین در جنگ چالدران ۲۷۶۵۴ هزار تن از ایران و ۴ هزار نفر از سپاه عثمانی کشته شدند.

مانور نظامی شاه اسماعیل


از شاخصه‌های بی نظیر این جنگ، مانور نظامی تعدادی از سواران ایرانی به رهبری شخص شاه اسماعیل در از کار انداختن توپ‌های عثمانیان در یک مانور کم نظیر است. در این تازش، شاه اسماعیل شخصاً به همراه هفتصد سوار در حمله اي انتحاری به لشگر بی شمار عثمانی یورش برد و در یک رویارویی کشنده موفق به از کار انداختن توپ‌های عثمانی گرديد. از آن پس این پاتك (ضدحمله) تا سال‌ها به عنوان یک مانور جنگی در نبردها مورد استفاده قرار گرفت. .

سرانجام جنگ

در روز ۳۱ مرداد ۸۹۳ هجری شمسی برابر با ۱۵۱۴ میلادی میان ایران و عثمانی جنگی درگرفت که بعد‌ها به چنگ چالدران مشهور شد. جنگ چالدران که از آن با عنوان مهم‌ترین جنگ پارتیزانی تاریخ ایران یاد می‌شود، در محلی به همین نام در شمال آذربایجان غربی در ۲۰ کیلومتری شهر خوی میان قوای ارتش نوین عثمانی و سپاهیان سنتی شمال‌غرب کشور به وقوع پیوست و در نتیجه آن بخش‌هایی از شمال غربی ایران از جمله همدان، آذربایجان و کردستان شامل مناطقی چون دیاربکر، مرعش و البستان از تصرف صفویان خارج و به امپراطوری عثمانی پیوست.

صفویان با حمایت قبایل پیرو خود، قزلباش‌ها توانسته بودند حکومت صفوی را در ایران پایه‌گذاری کنند و شاه اسماعیل حکومت خویش را در اوج قدرت می‌دید. در پی فشارهای عقیدتی بر علویان در امپراتوری عثمانی، صفویان با جمع‌آوری و پناه دادن به آن‌ها و به ویژه نیروهای نظامی ورزیده عثمانی موسوم به ینی‌چری، سپاهی قوی‌تر از ینی‌چری عثمانی تشکیل دادند.

قدرت گرفتن یک دولت قدرتمند شیعه در ایران، امپراتوری تازه‌کار عثمانی را که قصد حمله نهایی جهت تصرف اروپا را داشت از طرف مرزهای شرقی نگران ساخت، آنچنان که برخی می‌گویند نگرانی عثمانی‌ها از آن رو بود که پیش‌بینی می‌کردند شاه اسماعیل با ادامه روندی که طی می‌کرد، به قدرتی فرا‌تر از تیمور دست یابد و با گسترش تشیع صفوی، امپراتوری آنان را به نابودی بکشاند. اینچنین بود که عثمانی انگیزه لازم برای یک رویارویی سرنوشت‌ساز و محتوم را در خود دید و به سوی ایران لشگر کشید.

 اما در جریان شکل‌گیری این نبرد سرنوشت‌ساز دلایل دیگری هم وجود داشت که به تسریع تهاجم عثمانی به خاک ایران انجامید. در‌‌ همان سال‌ها بود که پس از مرگ سلطان بایزید، پسر عموی سلطان سلیم عثمانی بنام بایزید دوم ادعای خلافت کرد اما چون قدرتی نداشت برای کسب اعتبار و قدرت به دربار شاه اسماعیل صفوی پناهنده و در ارومیه و تبریز ساکن شد. شاه اسماعیل با پناه دادن به پسر عموی مدعی و رقیب سلطان سلیم اول، درخواست سلیم برای استرداد بایزید دوم را خلاف جوانمردی اعلام کرد.

 سلطان سلیم که آن زمان یکی از مقتدر‌ترین و فاتح‌ترین سلاطین آل عثمانی به شمار می‌آمد پناهنده شدن پسر عموی خود به ایران و عدم قبول درخواست استرداد وی از سوی شاه اسماعیل را بهانه کرد و پس از آنکه شاه اسماعیل با پادشاه مجارستان و مصر متحد شد و قصد حمله به عثمانی را در سر پروراند، به فکر مقابله با او افتاد.

 همزمان با این تحولات شاه‌قلی خلیفه شاه اسماعیل و رئیس ایل تکلو در آسیای صغیر بیش از پانزده‌هزار تن از اهالی سنی آنجا را قتل‌عام و اموال آن‌ها را غارت کرد. محمدخان استاجلو حاکم دیار بکر از دیگر خلیفه‌های شاه اسماعیل نیز با فرستادن نامه تهدیدآمیز و یک قبضه شمشیر و یک دست لباس زنانه سلطان سلیم را ترغیب به جنگ کرد. وی در این نامه نوشته بود اگر به جنگ می‌آیی شمشیر بر کمر بند وگرنه ملبس به لباس زنانه شو و بعد از این مردی بر زبان جاری نساز.

 نورعلی خلیفه حاکم ارزنجان و رئیس و افراد سلسله ذوالقدر در آناتولی نیز از مریدان شیخ اسماعیل بودند. بدین ترتیب اگر سلطان سلیم دیر می‌جنبید قطعاً بساط حکومت عثمانی بزودی برچیده می‌شد. اما سلطان بزرگ عثمانی کلیه صفویان آناتولی را شناسایی کرده، سپس به سر آن‌ها تاخته بیش از چهل هزار تن از آنان را به هلاکت رساند و آنهایی که گناه‌شان ثابت نشده بود را داغ می‌کند تا قابل شناسایی باشند. بعد از آن سلطان سلیم عازم تبریز پایتخت صفویه شد.

 سلطان سلیم با سپاهی که تعداد آن را در حدود ۱۰۰ هزار نفر تخمین زده‌اند راهی ایران شد تا اینکه در اول رجب ۹۲۰ قمری (مرداد ۸۹۳) به دشت چالدران در شمال غربی خوی رسید و در آنجا اردو زد. موقعیت سوق‌الجیشی منطقه چالدران و عدم رویارویی با متجاوزان در دشت باز از مزیت سپاه ایرانیان بود. خبر ورود سلطان سلیم به ایران، در همدان به گوش شاه اسماعیل رسید، او که از این عمل ناجوانمردانه سلطان سلیم خشمگین شده بود به سرعت خود را به تبریز رساند و از عشایر منطقه تبریز - ارومیه کمک خواست، تجهیزات نظامی قوای ایران در این جنگ عبارت از ده‌هزار کلاه خود و زره آهنی و ۷۵۰ عدد خفتان - ۱۵ هزار شمشیر و ۳۲ هزار عدد نیزه و ۷۰۰۰ تبرزین و ۵۰۰ تفنگ بودند.

 پیش از آغاز نبرد، شاه اسماعیل و فرماندهان سپاه برای تعیین استراتژی نبرد تشکیل جلسه دادند. نورعلی خلیفه و محمدخان استاجلو به دلیل آشنایی قبلی که از روش‌های جنگی عثمانیان و قدرت ویرانگر توپخانه داشتند پیشنهاد کردند که قبل از آنکه دشمن موفق به تکمیل آرایش دفاعی خود شود حمله را از پشت به آن‌ها آغاز کنند. این نظر کاملاً منطقی با مخالفت شاه اسماعیل و دورمیش‌خان استاجلو مواجه شد که البته نتیجه آن شکستی سخت و تلخ بود.

 شاه اسماعیل به عثمانیان فرصت داد تا آرایش دفاعی خود را کامل کنند. دوازده هزار ینی‌چری مسلح به شمخال در پشت زنجیره‌ای از توپ‌ها قرار گرفتند. مانعی که به صورت سدی نفوذناپذیر در مقابل سپاه ایران که بیشتر سواره نظام بودند قرار گرفت. با شروع جنگ جناح راست سپاه ایران جناح چپ عثمانیان را در هم کوبید و فرمانده آن‌ها حسن پاشا نیز کشته شد. صلابت نخستین یورش سپاه ایران به حدی بود که سلطان سلیم لحظاتی پس از شروع درگیری به گمان اینکه کارش با شکستی برق‌آسا به اتمام رسیده در پی گریز از معرکه بود. کثرت سپاه عثمانیان و محدودیت فضای نبرد به حدی بود که سپاهیان سلطان سلیم برای رویارویی با ایرانیان پشت نیروهای خود مدت‌ها به انتظار می‌ایستادند.

 در نواحی مورد حمله سپاهیان عثمانی، فرماندهان محلی قزلباش دست به مقاومت جانانه‌ای زده و باعث کشتار زیاد و عقب‌نشینی قشون عثمانی شدند و عشایر منطقه به کمک قوای دولتی ایران شتافتند، دلیل کمی شمار سپاهیان ایران در این جنگ به این خاطر دانسته شده که بیشتر آنان در خراسان بودند تا از یورش غافلگیرانهٔ عبیدالله‌خان ازبک جلوگیری کنند. دو هزار سرباز قزلباش در مقابل ستون ۲۵ هزار نفری قوای ینی‌چری مدت ۱۲ روز مقاومت کردند اما با شروع به کار توپ‌ها نتیجه جنگ به سرعت به نفع عثمانیان تغییر کرد. با به کارافتادن توپ‌ها و کثرت نیروهای مهاجم نتیجه جنگ به سرعت به نفع عثمانی‌ها تغییر کرد. استفاده از توپخانه برای ایرانیان مصیبت‌بار بود. بسیاری از سپاهیان ایران و بسیاری از فرماندهان و صاحبان مناصب که همراه با شاه اسماعیل و سربازان در عدم عبور دشمن و ورود آنان به وطن تا پای جان هم قسم شده بودند در معرکه کشته شدند.

 با ادامه حملات توپخانه عثمانی ارتش خسته ایران چون دیواری محکم ایستاده بودند و رفته رفته از کشته‌ها، پشته‌ها ایجاد می‌شد. سلطان سلیم فریاد می‌کشید هر چه عجم بکشید، ثواب بیشتری خواهید برد. شیخ محمدحسن شبستری از روحانیون معروف آن زمان که می‌دانست با قتل و یا دستگیر شدن شاه اسماعیل، ممکن است سراسر ایران تسلیم سلطان سلیم شوند، بنابراین قرآن بدست به پیش شاه اسماعیل رفت و فریاد زد که «ای پادشاه شیعیان تو را به این قرآن سوگند می‌دهیم تا دست از جنگ برداری و بروی، چون صلاح مملکت در این است.» شاه اسماعیل نیز که به‌رغم اصرار سالاران و عالمان همراه پس از خود دو فرمانده را به جانشینی‌اش انتخاب کرده و عازم جنگ شده بود در میدان نبرد با سوگند دادنش توسط شیخ شبستری و با فداکاری چند قزلباش به همراه ۸۵ نفر باقیمانده از کل ارتش ایران جان سالم از معرکه به در برد. تلفات طرفین در جنگ چالدران اینگونه بود که ۲۷۶۵۴ هزار تن از ایران و ۴ هزار نفر از سپاه عثمانی کشته شدند.

 سلطان سلیم پس از عقب‌نشینی سپاه صفوی که به بهای کشته شدن بیش از چهارهزار نیروی عثمانی و از بین رفتن بخشی از توپخانه آن به دست آمد به دلیل ترس از وجود تله به تعقیب سپاه ایران نپرداخت و تنها چند روز بعد به تبریز وارد شد. سپاه عثمانی شهر تبریز را تصرف کرد اما چندی بعد به دلیل کمبود آذوقه مجبور به بازگشت شد.

 نخستین نتیجه جنگ چالدران جدا شدن مناطق کردستان باختری شامل کردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه کنونی از ایران بود. مناطق دیگری شامل آذربایجان و تمام کردستان تا همدان نیز در جریان این جنگ از ایران جدا شد و به دست عثمانی افتاد اما چند سال بعد شاه‌عباس صفوی توانست بخشی از مناطق کردستان را با جنگ پس بگیرد.
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    به نظر شما ایران در چه زمینه نظامی پیشرفت بیشتری داشته است؟




    آیا از سرعت لود سایت راضی هستید؟


    آمار سایت
  • کل مطالب : 135
  • کل نظرات : 11
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 51
  • آی پی امروز : 35
  • آی پی دیروز : 25
  • بازدید امروز : 169
  • باردید دیروز : 128
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 297
  • بازدید ماه : 1,954
  • بازدید سال : 14,124
  • بازدید کلی : 712,985
  • جستجو...
    تبلیغات متنی
     تبلیغات متنی جهت اطلاعات بیشتر کلیک کنید.
     تبلیغات متنیجهت اطلاعات بیشتر کلیک کنید.
     تبلیغات متنیجهت اطلاعات بیشتر کلیک کنید.
    دانلود تولبار ما